مقالات

تأثیر سفتی و زبری ماتریس بر رفتارهای سلولی

نویسنده: فرزانه اعواني، دانشجوي دکتري مهندسي بافت دانشگاه صنعتي اميرکبير

محیط خارج سلولی حد واسط مهمی در تنظیم سلامت سلول است و در فراهم آوردن تحریکات شیمیایی و مکانیکی برای تأثیرگذاری بر رفتارهای سلول و رفتارهای مرتبط سلولها با هم نقش مهمی ایفاء میکند. به طورمعمول در گذشته بیشتر بر سیگنالهای شیمیایی ماتریس خارج سلولی توجه شده و نقش محیط مکانیکی بر رفتارهای سلولی کمتر شناخته شده است.

دراین مطالعه نقش مکانیک ماتریس بر عملکرد سلول مورد توجه قرار خواهد گرفت. پاسخهای سلولی به سیگنالهای مکانیکی شامل تمایز، مهاجرت، تکثیر و تغییر در چسبندگی سلول به سلول و سلول به ماتریکس است. همچنین خصوصیات مکانیکی بافتها دربسیاری از بیماریها دچار تغییر میشوند که نتیجه آن اختلال در عملکرد سلول و در پی آن پیشرفت بیماری است.

از این جهت استراتژی های طب بازساختی باید حتماً علاوه بر سیگنالهای شیمیایی محیط مکانیکی سلول را نیز به خوبی مدنظر قرار دهند. در این مطالعه اثر سفتی و زبری ماتریس بر رفتارهای سلولی بررسی میشود.

مکانیک سلول ها و بافت ها
بافتها دارای خاصیت ویسکوالاستیک هستند (یکسری از ویژگیهای یک جامد الاستیک و بعضی از ویژگیهای مایع ویسکوز را دارند) و از سلولها و ماتریس خارج سلولی (ECM) تشکیل شدهاند. سلولهایی که بافتها را تشکیل میدهند چسبنده هستند و به سلولهای همسایه و ECM پیرامون خود وابستهاند. اکثر سلولها برای بقا نیازمند چسبندگی هستند که اصطلاحاً به آن Anchorage dependence میگویند و از طریق نقاطی به ECM میچسبند که Focal adhesions نامیده میشود. این مناطق گیرندههای چسبندگی غشاء و در درجهی اول اینتگرینها را متمرکز میکنند.

هنگامی که سلول از طریق Focal adhesions به زیرلایه میچسبد، زیرلایه را توسط اکیتین میوزین اسکلت سلولی( به سمت خودش) میکشد. مقاومت را احساس میکند و به این مقاومت از طریق اسکلت سلولی پاسخ میدهد. اگر چه از سلول به سلول تغییرپذیری قابل توجهی وجود دارد و روابط نیرو-پاسخ سلولی خطی نیستند، به طورکلی درست است که سلولها روی زیرلایه های سفتتر، اسکلت سلولی سفتتر و سازمان یافته تری دارند و همچنین  Focal adhesions آنها پایدارتر است.

یک ماتریس سفت مقاومت بیشتری نسبت به یک ماتریس نرم ایجاد میکند، پلاستیک و ژلاتین را در نظر بگیرید و استخوان در برابر کبد. مقاومت در برابر تغییر شکل را میتوان تعریفی از مدول الاستیک یانگ دانست. شیب نمودار تنش بر حسب کرنش بیانگر این مدول است و واحد این مدول بر حسب پاسکال است. شیب نمودار معمولاً در کرنشهای کوچک ثابت است و وقتی کرنش افزایش مییابد مقاومت نیز بیشتر میشود.

روش هایی مانند میکروسکوپی نیروی اتمی برای اندازهگیری مقادیر کوچک E شامل هر سلول در ماتریس، استفاده میشود.


در مقیاس سلولی محیط مکانیکی سلول شامل نیروهای درونی و نیروهای خارجی است. نیروهای درونی توسط خود سلولها در  ECM ایجاد میشوند اما نیروهای خارجی به سلولها اعمال میشوند.


مثالهایی از نیروهای خارجی شامل: برهمکنشهای خاص بافت، نیروهای برشی که به سلولهای اندوتلیال عروق در اثر جریان خون وارد میشود، و حتی نیروی گرانش. علاوه بر نیروهای ذکر شده، سفتی موضعی ECM  به عنوان یک داربست بیولوژیکی، عامل مکانیکی بسیار مهمی در عملکرد سلولی است.

سفتی
سفتی معیاری از توانایی یک ماده برای مقاومت در برابر تغییر شکل است. این تعریف را میتوان بهعنوان مدول الاستیسیتهی یانگ دانست پس برای کمی نشان دادن سفتی از مدول الاستیسیته استفاده میشود که شیب نمودار تنش بر حسب کرنش بیانگر این مدول است.


در بدن رنج سفتی بافتها با توجه به نوع بافت متفاوت است مثلاً در بافت چربی مدول یانگ درحد کیلو پاسکال و برای استخوان درحد گیگا پاسکال است. سفتی یک ویژگی پایدار نیست و تغییرات ایجاد شده در فرآیندهای فیزیولوژیکی نظیر بازسازی بافت در حین فرآیند ترمیم زخم و یا پاسخهای پاتولوژیکی مانند ایجاد تومور باعث تغییر آن خواهند شد.

مبدلهای نیروی بیولوژیکی
 (Biological Force Transducers)
سلولها هنگامی که به ECM  میچسبند و با آن برهمکنش دارند، میتوانند سفتی محیط اطراف را شناسایی و حس کنند. Mechanotransduction یعنی جایی که سلولها تحریک مکانیکی را به سیگنالهای شیمیایی تبدیل میکنند که بر پاسخهای سلولی اثر میگذارد.


از جمله مکان وترنسدوسرها میتوان به کانالهای یونی واسطه و اینتگرین ها اشاره کرد و همچنین گیرنده های G-Protein، چسبندگی سلول-سلول و اسکلت سلولی نیز به عنوان مکان وترنسدوسر شناخته شده اند.

تعداد زیاد سنسورهای مکانیکی در سلولها نشان میدهد که سلولها توانایی عظیمی برای برقراری ارتباط با محیط مکانیکی خود دارند. انتقالات مکانیکی غیرعادی میتواند شرایط را برای ایجاد بیماریهایی چون آسم، پوکی استخوان وسرطان فراهم آورد.


خانواده اینتگرین از پروتئینها به عنوان مبدلهای نیروی بیولوژیکی بهخوبی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. گیرنده های اینتگرین گلیکوپروتئینهایی هستند که به عنوان یک اتصال مکانیکی بین ECM  و اسکلت سلولی عمل میکنند.

در خارج از سلول اینتگرین به لیگاندهای پروتئینی ECM  مانند کلاژن، لمینین و فیبرونکتین متصل میشوند. در داخل سلول زیر واحد بتای اینتگرین توسط پروتئینهای اداپتور مختلف به رشته های اکتین اسکلت سلولی متصل میشود و به این ترتیب اتصال مکانیکی بین  ECM و اسکلت سلولی را برقرار میکنند.

شکل۱. رویدادهای احساس سفتی در تماس با زیرلایه

سلولها سفتی سطح را چگونه احساس میکنند؟
احساسکردن سفتی به معنی توانایی سلولها در تشخیص و پاسخگویی به مقاومت مکانیکی محیط خارج سلولی است. احساسکردن سفتی در سلولهای مختلف از قبیل اندوتلیال، عضل های صاف و سلول های تغییریافته مورد بررسی قرار گرفته است.

توانایی احساس سفتی به قابلیت انقباضپذیری ایجادشده توسط رشته های اکتین و میوزین بستگی دارد. سلولها به سفتی با تغییر در ساختار اسکلت سلولی، چسبندگی سلول به زیر لایه  و فرآیندهای مهم دیگر تنظیم رفتارهای سلولی پاسخ میدهند. انقباض های سلولی توسط اکتومیوزین اسکلت سلولی ایجاد میشود.

رشته های اکتین به وسیله موتورهای میوزین کشیده میشوند و انقباضهای اسکلت سلولی به عنوان نیروهای کششی به ECM منتقل میشوند.

اثر سفتی ماتریس بر چسبندگی موضعی
روشهایی برای اندازهگــیری نیروهای کششی تولیدشده توســط سلولها توسـعه یافتــه است. این تکنیکها شامل Traction force microscopy، اسـتفاده از آشـکارسـازهای Microfabricated post-array، Microfabricated cantilevers و Micropatterned silicone elastomeric substrates است.

این تکنیکها نیروهای کششی را بر اساس کرنشی که توسط سلولهای چسبنده به زیرلایه اعمال میشود، اندازه میگیرند. اندازه گیری نیروهای کششی سلول به توضیح نقش نیرو وچسبندگی های موضعی به عنوان حد واسطه ای چسبندگی سلول به زیرلایه  و نقش ماتریس کمک میکند.

اندازه گیری ها نشان داده است که اندازه چسبندگی موضعی با نیروی موضعی ایجادشده توسط سلول رابطه خطی دارد. اطلاعات حاصله یک ارتباط دینامیک بین رشته های اکتین اسکلت سلولی، نیروهای کششی سلولی و چسبندگیهای موضعی که حد واسطهای چسبندگی سلولی و مهاجرت هستند را مشخص میکند.

مطالعات انجام شده بر روی سلولهای اپی تلیال و فیبرو بلاست نشان داده است که سطوح نرم با مدول E ~۱kpa چسبندگیهای موضعی دینامیک را بهبود میبخشند. در مقابل افزایش سفتی ~۳۰-۱۰۰kpa  E چسبندگیهای کشیده وآرایش یافته ثابت را بهبود بخشیده و موجب افزایش FAK و paxillin گردیده که نشان میدهد احساسکردن سفتی سطح وقایع سیگنالینگ درون سلولی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

شکلگیری چسبندگیهای موضعی پایدار با افزایش سفتی زیر لایه با تغییراتی در شکل سلول همراه است. فیبرو بلاستهایی که روی سطوح نرم قرار داده شدند گِرد و با رشته های اکتین پراکنده هستند درحالی که فیبرو بلاستهای کشت داده شده بر سطوح سفت حالت پهنشدگی و سازمانیافتگی رشته های اکتین را از خود نشان میدهند ( شکل۱).

شکل ۲. پاسخ مورفولوژیکی فیبروبلاست NIH3T3 به ماتریس خارج سلولی با سفتی متفاوت،
(A) و(C)  نرم، (B) و(D)  سفت شکل ۲. پاسخ مورفولوژیکی فیبروبلاست NIH3T3 به ماتریس خارج سلولی با سفتی متفاوت،
(A) و(C)  نرم، (B) و(D)  سفت

اثر سفتی ماتریس بر آرایش سلول-سلول(Cell–Cell Assembly)
علاوه برتنظیم انقباض پذیری سلول و تولید نیرو، سفتی ماتریس نقش مهمی در برهمکنش های سلول-سلول ایفا میکند. مطالعه صورتگرفته توسط کینگ و همکارانش روی سلولهای اندوتلیال نشان میدهد که این سلولها بر روی سطوح نرم برهمکنشهای سلول-سلول را ترجیح میدهند. درحالیکه بر روی سطوح سفت برهمکنش های سلول-زیرلایه ترجیح داده میشود.

شکل۳. برهمکنش سلول-سلول در سلولهای اندوتلیال روی زیر لایه با سفتی متفاوت(a) نرم(۵۰۰پاسکال)
(b) سفتی متوسط(۵۵۰۰پاسکال)، (c) سفت(۳۳۰۰۰پاسکال). زمان ۰، ۳ و۶ ساعت

در سلولهای اپیتلیال آرایش سلول-سلول در امتداد جهت های زیرلایه سفت به صورت ناهمسانگرد است و با سازمانیافتگی اکتینهای اسکلت سلولی و نیروهای ایجاد شده ارتباط دارد. این اطلاعات بیانگر این است که سفتی ماتریس و نیروهای کششی، سازمان یافتگی سلول-سلول را تنظیم میکنند.

اثر سفتی ماتریس بر مهاجرت سلولی
مطالعات دیگرنقش سفتی ماتریس در مهاجرت سلولی را نشان میدهند. به عنوان مثال سلولهای فیبرو بلاست درجهت افزایش سفتی سطح مهاجرت میکنند پاسخی که به آن Durotaxis میگویند. سلولهای عضله ای صاف نیز پاسخ Durotaxis را در جهت افزایش گرادیان سفتی سطح از خود نشان دادند.


 این اطلاعات نشان میدهد که سفتی سطح راهنمای خوبی را برای جهتگیری نیروهای مورد نیاز مهاجرت سلولی فراهم میآورد. حساسیت مهاجرت سلولی به گرادیان سفتی میتواند دلیل خوبی برای بیماریهایی نظیر فیبروز یا تومورزایی باشدکه به افزایش سفتی ECM کمک میکند.

مطالعه لو و همکارانش بهمنظور بررسی این امر که آیا سفتی زیرلایه میتواند راهنمای خوبی برای حرکت سلول باشد، صورت گرفت. در این مطالعه سلولهای ۳T3 بر روی ورق های پلی اکریل آمید که با کلاژن پوشش داده شده اند، کشت داده شد. روی سطح یک گرادیان سفتی با مدولهای متفاوت وجود دارد. رفتار سلولها بر روی این سطح بیانگر این است که سلولها با گذشت زمان در جهت گرادیان سفتی مهاجرت میکنند (شکل۳)

شکل ۴. سلولهای ۳T3 که در جهت گرادیان سفتی مهاجرت میکنند[۴].

اثر تحریک مکانیکی بر توسعه رویانی
تمایز سلولی فرآیندی است که در آن یک سلول با تقدیر غیر اختصاصی تحتتأثیر عوامل ژنتیکی، شیمیایی و مکانیکی قرار میگیرد تا به یک نوع سلول ویژه تبدیل شود. در طول توسعه رویانی تمام بافتهای بدن از یک سلول منفرد بارور در طی یک فرآیند پیچیده اختصاصیشدن و تمایز نشأت میگیرند.

در طول Embryogenesis اساساً فاکتورهای بیوشیمیایی و ژنتیکی این فرآیند را کنترل میکنند اما همراه با این سیگنالهای شیمیایی و ژنتیکی، تحریک مکانیکی نقش مهمی در توسعه بافتها و ارگانهای ویژه بدن بازی میکند. سیگنالهای مکانیکی مانند فشار، سیالیت مایع، تنش برشی، کشش و سفتی تنظیم کنندههای مهم Embryogenesis هستند و تأثیر خود را برای شکلگیری بافتهای ارگانهای اصلی بدن مانند چشم، قلب، عروق و رشتههای عصبی نشان دادهاند.


علاوه بر Embryogenesis سیگنالهای مکانیکی نقش مهمی درحفاظت وتاثیرگذاری بر سرنوشت سلول و نگهداری از بافت در طول زندگی ایفاء میکنند. درحالی که فرآیند تمایز سلولی بیشتر در طول توسعه رویانی مشهود است برخ سلولها مانند سلولهای بنیادی حتی در بافت بزرگسال هم چند توان باقی میمانند. این سلولهای بنیادی برای نگهداری بافت وترمیم ضروری هستند و میتوانند عوامل مهمی برای پیشرفت بیماریها باشند و برای بسیاری از درمانهای مهندسی بافت مورد توجه هستند. نکته مهم آن است که هریک از این فرآیندها تحت تأثیر خصوصیات مکانیکی محیط اطراف هستند.

اثر سفتی ماتریس بر تمایز سلولی
سفتی سلولی درونی غالباً توسط اکتومیوزین اسکلت سلولی تنظیم شده و نشان داده است که در طول تمایز
تغییر میکند. تیتوشکین و همکاران نشان دادند که سلولهای بنیادی مزانشیمی که با محیط کشت استئوژنیک تحریک شده بودند در طول فرآیند تمایز از سفتی آنها کاسته شد.

درمقابل سلولهای تمایزیافته از سلولهای بنیادی رویانی موش بسیار سفتتر از سلولهای پیشساز خود شدند. به طور مشابه Pajerowski و همکاران نشان دادند هسته سلولهای بنیادی انسان پس از تمایز یافتگی ۶ بار سفتتر شدند.
نتایج نشان میدهد که خصوصیات مکانیکی سلولها هم به اصل و بنیاد آنها و هم به مرحله تمایز سلولهای بنیادی بستگی دارد.


در مطالعه رایلی و  انگلِر سلولهای بنیادی مزانشیم بر روی سطوحی با مدول الاستیسیته متفاوت قرار گرفتند.  این سلولها در چنین سطوحی قادر به تمایز هستند. سفتی سلولی درونی غالباً توسط اکتین میوزین اسکلت سلولی تنظیم شده و نشان داده است که در طول تمایز تغییر میکند. سلولهای MSC بر روی سطحی با مدول ۰/۱KPa به شکل نورون، بر روی سطح ۱۱KPa به شکل میوسیت و بر روی سطح ۳۴KPa به شکل استئوبلاست متمایز میشوند (شکل ۴).  

شکل۵. حساسیت سلولهای MSC به سفتی زیر لایه[۵].

پاسخهای مشترک سلول به مکانیک ماتریس: راهکاری برای توسعه ی بازسازی وترمیم بافت

تاکنون اهمیت مکانیک ماتریس بر عملکرد و رفتارهای فردی سلولی را بررسی کردیم. هرچند مطالعات سلولهای منفرد میتواند اطلاعات مفیدی از رفتارهای سلولی بهدست دهد، سلولهای درون بافت در حال اثرگذاری متقابل هستند و مجموعاً به تحریکات پاسخ میدهند.


مشابه با اثرگذاری بر سلولهای منفرد، سیگنالهای مکانیکی بر تمام بافت و فیزیولوژی اندام تاثیری میگذارند و تغییرات مکانیکی میتواند موجب بیماری و عملکرد نامناسب بافت شود. هم چنین مراحل انتهایی Embryonic development توسط بر هم کنشهای مکانیکی با محیط خارج سلولی اداره میشود. مطالعه این برهم کنشها میتواند راهنمایی برای مهندسی بافت ودرمان های بازساختی باشد[۱].

تغییرات مکانوبیولوژی ماتریس در بیماری  و آسیب
مکانیک بافت تغییریافته یک ویژگی برجسته بسیاری از بافتهای بیمار یا آسیب دیده معمولاً در نتیجه ایجاد غیر عادی ECM، کراس لینک شدن ماتریس و یا تخریب آن بهوجود میآید. خصوصاً سفتشدن ماتریس با بیماریهای قلبی عروقی، ترمیم زخم و تشکیل تومور همراه خواهد بود.

مکانیک ECM میتواند بهوسیله تغییرات در پروتئینها یا کراس کینک شدن ترکیبات موجود در ماتریس تغییر یابد. این تغییرات در مکانیک ماتریس منجر به رفتارهای نادرست سلولی میشود که این خود میتواند منجر به تشدید بیماری شود.

به طورمعمول بافتهای تومور درمقایسه با بافت سالم اصلی خصوصیات مکانیکی تغییر یافتهای دارند.مثلاً سرطان سینه به وسیله بیمار یا پزشک با یافتن تودهای سفتتر از بافت اطراف تشخیص داده میشود.

تومورهای بزرگ به افزایش سفتی موضعی ECM و رگزایی و رشد در شاخه های جدید عروق خونی که افزایش حجم تومور را تسهیل میکنند، وابسته هستند. افزایش سفتی ECM اصولاً به علت افزایش از بینرفتن کلاژن و کراس لینک شدن با استرومال تومور به وجود میآید. اما اختلال در کشش سلولها هم میتواند مؤثر باشد. تغییرات در سفتی ECM موجب ایجاد تغییرات در فنوتیپ سلولی مانند افزایش تکثیر و مهاجرت میشود.


پاشِک و همکارانش دریافتند که افزایش سفتی زیرلایه با تغییرات در کشش اسکلت سلولی، بیان اینتگرین، تکثیر سلولی، فعالشدن ژنهای سرطانی و تشکیل بافت در سلولهای اپیتلیال پستانداران همراه است. به علاوه مشاهده شد که مهاجرت سلولهای تومور توسط سفتی ECM تنظیم میشود.

این نتایج نشان میدهد که سفتی مکانیکی افزایشیافته در اطراف ECM که پیشرفت تومور را هموار میکند در حقیقت میتواند بسیار زیانبار باشد. سفتی ECM هم چنین به عنوان یک فاکتور بحرانی در پیشرفت بیماریهای قلبی و عروقی شناخته میشود. سفتی عروق دراثر مکانیزمهایی چون Glycation، ایجاد کراس لینکهای غیر آنزیماتیک در ECM ایجاد میشود.


این تغییرات در محیط مکانیکی موجب تغییر رفتار سلولی و در نتیجه ناتوانی در تنظیم مناسب فشار خون میشود. در ادامه این تغییرات موجب افزایش شیوع بیماریهای قلبی عروقی در بیماران دیابتی میشود. این اطلاعات نشان میدهد که تغییرات مکانیک بافت چگونه منجر به بیماری خواهد شد.

سفتی بافت همچنین در ترمیم زخم نیز دخیل است. متاسفانه بیشتر مواقع بدن در بازسازی کامل ساختار بافت اصلی ناتوان است و یک اسکار در محل جراحت تشکیل میشود. در برخی نواحی بدن مانند پوست یک اسکار کوچک معمولاً در عملکرد اخلال ایجاد نمیکند، با این حال در نواحی دیگر بدن مانند سیستم عصبی مرکزی ایجاد اسکار در بافت بهشدت باعث ایجاد اخلال در عملکرد خواهد شد بهویژه در مغز و نخاع آسیب در بافت موجب ایجاد اسکار گلیال شده که بهعنوان یک سد مکانیکی عمل کرده و از انتقال سیگنال جلوگیری میکند.

همانطور که اخلال در مکانیک بافت میتواند منجر به بیماری شود، درمانهای بازساختی مهندسی بافت هم میتوانند ایجاد پیشرفت بیماری را هنگامی که خصوصیات مکانیکی تکرار نشده است، تسهیل کنند. بنابراین ملاحظات طراحی خصوصیات مکانیکی درمانهای بازساختی مهندسیشده برای موفقیت ایمپلنت ضروری هستند.[۱]

تفاوت سفتی (Stiffness) و سختی (Hardness)
سختی یکی از معیارهای مقاومت مواد جامد در برابر تغییر شکل پلاستیک است. معیارها و آزمون های مختلفی برای سختی مواد وجود دارد اما تمام آنها از مقاومت ماده در برابر یک فرو رونده یا خراشنده با اعمال نیروی مشخص بر ابزاری با شعاع یا قطر مشخص سختی ماده را ارزیابی میکنند.

درحالیکه سفتی به میزان صلبیت و یا مقاومت یک جسم در مقابل نیروی بار که میتواند فشاری، کششی، خمشی، برشی و یا چرخشی باشد، گفته میشود و مفهوم مکمل آن انعطاف پذیری است.

زبری سطح
زبری خاصیتی از بافت سطحی ماده است، که با توپوگرافی ناهموار آن در مقایسه با یک سطح صاف ایده آل شناسایی میشود. یک سطح زبر حاوی ناهمواری، برآمدگی و فرورفتگی هایی است که به فاصله بسیارکم از یکدیگر قرار گرفته اند. زبری با استفاده از یکسری روشهای تماسی و غیرتماسی قابل اندازه گیری است. میانگین چندین زبری سطح محاسبه و گزارش میشود.

در روش تماسی، که اساس کار دستگاه پروفایلومتر است، زبری سطح با حرکتدادن نوک حسگر در طول سطح اندازه گیری میشود. میکروسکوپ الکترونی نمونه متداولی از دستگاههای اندازه گیری زبری به روش غیرتماسی است.
مقدار زبری Ra  درجه زبری یک سطح را نشان میدهد و بنابراین به طور گسترهای برای توصیف سطح ماتریسهای کشت سلولی در شرایط In vitro استفاده میشود. Ra در شرایط بیولوژیکی هم تأثیر دارد. زیرا سطوح ممکن است با توپولوژیهای نانوسکوپیک و طرحهایی مانند گرفتها، شیارها و حفرات پوشیده شوند.

روشهای ایجاد زبری سطح
زبری را از طرق مختلف میتوان بر روی سطوح ایجاد کرد روشهایی از قبیل:
Blasting-
Electropolishing-
nanoparticle/fiber formation-
chemical treatment-

و با استفاده از یکسری تکنیکهای نانو مانند:
Photolithography-
Electron beam lithography-
Dip-pen nanolithography-
Colloidal lithography-

زبری سطح ماده اثر مستقیمی بر مورفولوژی سلولی، تکثیر و بیان فنوتیپ هم در شرایط برونتنی و هم در شرایط درونتنی دارد.

منابع مقاله

[۱]  S. K. Bhatia, Engineering Biomaterials for Regenerative Medicine. Springer, 2012.
[2]  P. C. Georges and P. A. Janmey, “Cell type-specific response to growth on soft materials,” pp. 1547–۱۵۵۳, ۲۰۰۵٫
[۳]  C. A. Reinhart-king, M. Dembo, and D. A. Hammer, “Cell-Cell Mechanical Communication through Compliant Substrates,” Biophys. J., vol. 95, no. 12, pp. 6044–۶۰۵۱, ۲۰۰۸٫
[۴]  C. Lo, H. Wang, M. Dembo, and Y. Wang, “Cell Movement Is Guided by the Rigidity of the Substrate,” Biophys. J., vol. 79, no. 1, pp. 144–۱۵۲, ۲۰۰۰٫
[۵]  G. C. Reilly and A. J. Engler, “Intrinsic extracellular matrix properties regulate stem cell differentiation,” J. Biomech., vol. 43, no. 1, pp. 55–۶۲, ۲۰۱۰٫
[۶]  A. M. Ross, Z. Jiang, M. Bastmeyer, and J. Lahann, “Physical Aspects of Cell Culture Substrates : Topography , Roughness , and Elasticity,” no. 3, pp. 336–۳۵۵, ۲۰۱۲

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

adblock را غیر فعال کنید

سیستم زوم طب روشی را برای دور زدن تبلیغات در سیستم شما یافته است جهت حمایت از ما از استفاده از آن صرف نطر کنید