مقالات

صوت چه تاثیری بر روی رفتار سلولی میگذارد

موسیقی درمانی روشی است در جهت برخی اهداف درمانی که میتواند مواردی از جمله تقویت و ساماندهی سلامت روحی و جسمی افراد را به دنبال داشته باشد. به عبارت دیگر از موسیقی درمانی برای بازیافت، نگهداری و تقویت سلامت جسمی و روحی و عاطفی استفاده میشود که توسط فرد متخصص به کار برده میشود.

روشهای موسیقی درمانی
در موسیقی درمانی دو روش اساسی وجود دارد:
◄ روش فعال
◄ روش غیر فعال


روش غیر فعال شامل شنیدن موسیقی است که بیمار با گوش دادن و شنیدن موسیقی که در حال نواخته شدن است، مورد درمان قرار میگیرد. در این روش بیشترین تأثیر، عملکرد در جهت برانگیختن و تأثیر واکنش های عاطفی و ذهنی است.

در حالی که در روش موسیقی درمانی فعال که نواختن، خواندن و حرکات موزون اساس کار است، واکنش های مختلف عاطفی، ذهنی، جسمی و حرکتی تحریک و برانگیخته میشوند. برنامه ها و روش های موسیقی درمانی متنوع و متناسب با نیاز افراد تنظیم و تدارک دیده میشوند.

محورهای اصلی برنامه های موسیقی درمانی شامل شنیدن موسیقی متناسب و آرام بخش و نواختن موسیقی در گروه های منظم یا انفرادی خواندن آوازها، ترانه های فردی یا گروهی است.

موسیقی درمانگر
انجام و ارائه روش درمانی توسط هر فردی جایز نیست. موسیقی درمانگرها، افرادی متخصصی هستند که در زمینه های مختلف موسیقی و شاخه های درمانی، آموزش دیده اند. آنهایی صلاحیت دارند و با اساس بیماری ها، درمان های مختلف آنها، روانشناسی موسیقی و … آشنا هستند و در مجموع شایستگی فردی و تخصصی لازم را در این زمینه دارند.

موسیقی مورد استفاده در موسیقی درمانی
موسیقی انواع مختلفی دارد. برخی آرام و برخی تند هستند. در هر حال تأثیر موسیقی های مختلف بر ذهن و سلامت انسان متفاوت است. برخی از انواع موسیقی نه تنها نقش بهبود دهنده ندارند، بلکه معمولاً برای کارکردهای مختلف مغز و روح انسان نیز مضر به شمار میروند و در صورت تداوم به گوش دادن یا نواختن آنها مشکلاتی را برای فرد بوجود خواهند آورد.

در فرآیند درمان با موسیقی از انواعی از موسیقی استفاده میشود که القاء آرامش و نشاط ذهنی را به همراه دارند و باعث تجدید قوا و بهبود کارکردهای مغز میشوند. این دسته از موسیقی ها با ایجاد تأثیرات مختلف از جمله تقویت اراده و روحیه بیماران فرآیند درمان را سرعت میبخشند.

بیماری های مورد مطالعه
طیف وسیعی از بیماری ها در طی فرآیند درمان بهبود پیدا کرده اند. این بیماری ها طبقات مختلف با علل مختلف را در بر میگیرند. به طور کلی عمدتاً بیماری هایی که به نحوی با مسائل روانی فرد در ارتباط هستند یا حالات روانی میتواند نقش مؤثری در بهبود آنها داشته باشند، در پاسخ مثبت به موسیقی درمانی شناخته شده هستند. همچنین بیماری های جسمی که منشأ روانی دارند با این روش بهبود پیدا می کنند.

موسیقی حاوی انرژی است و علاوه بر تحریک مغز میتواند بر تمام اعضای بدن تأثیر بگذارد. اما برخی از انواع موسیقی در ایجاد تحریکات مغزی تأثیر کمتری دارند یا به کلی بی اثرند. دلیل این امر را میتوان به ساختار پیچیده مغز و تنوع علایق و رفتارهای انسان نسبت داد.


در موسیقی، ساختار مغزی انسان مشخص میکند که کدام نوع موسیقی میتواند فعالیت های مضر بیولوژیکی انسان را کاهش دهد، به دلیل ساختار پیچیده مغز انسان، تنها یک نوع خاص از موسیقی نمیتواند در تمام افراد تأثیر مشابهی داشته باشد.


اثرات دیگر موسیقی (علاوه بر تأثیر در تسریع درمان بسیاری از بیماریهای روحی)
-رشد عاطفی و تعادل روحی کودکان
-افزایش ارتباطات اجتماعی
– افزایش هوش
-هماهنگی بین فعالیتهای دو نیم کره مغز
-بالا رفتن آستانه تحمل درد
– درمان لکنت زبان

تأثیر موسیقی بر مغز
موسیقی بیواسطه بر مغز تأثیر میگذارد. تأثیر موسیقی بر مغز از سه طریق صورت میگیرد:
– تأثیر بر ساختار مغز
– تأثیر بر بیوشیمی مغز
– تأثیر بر امواج مغزی
-تأثیر بر ساختار مغز


از ده سال پیش تاکنون گروه های تحقیقی متعددی در سراسر جهان تأثیر موسیقی بر مغز انسان را مورد بررسی و مطالعه قرار داده اند و با مقایسه مغز نوازندگان و افراد عادی به نتایج شگفت آوری نیز دست یافته اند. تغییرپذیری ساختار و شکل مغز کودکان و حتی بزرگسالان با کمک صوت و ریتم از مهمترین این یافته هاست.

البته نوع موسیقی در این مورد نقش بسیار مهمی دارد. موسیقی کلاسیک موجب برانگیختن و فعالیت همه قسمت های مغز میشود، درحالیکه موسیقی پاپ کمتر چنین تأثیری را داراست. به ویژه در مغز نوازندگان حرفه ای به دلیل شروع زودهنگام و طولانی مدت فعالیت های موسیقایی، ویژگی های آناتومی خاصی دیده میشود.

معاینات و بررسیه ای متعدد از مغز نوازندگان حرفه ای نشان میدهد که ماده خاکستری مخچه و ناحیه شنوایی مغز آنها نسبت به افراد غیر موزیسین بیشتر است. در مغز نوازندگانِ سازهای زهی و پیانو هم بخشهایی که مسئول کنترل حرکات دست هستند، چهل درصد رشد بیشتری دارند.

همچنین جسم پینهای مغز نوازندگانی که پیش از سن ۷ سالگی شروع به فراگیری ساز نمودهاند بزرگتر از سایرین است. از این رو بین دو نیمکره و بخشهای مختلف مغز آنها ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار میشود. هر یک از دو نیمکره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارند. نیمکره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مرکز تعلیم است و نیمکره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتکار را هدایت میکند.

برای استفاده از کل پتانسیل مغز میبایست هر دو نیمکره با هم هماهنگ باشند. بر اساس تحقیقی که توسط آلتن مولر از انستیتو پزشکی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارک بانگرت از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد انجام شده است، بخش شنوایی و بخشهای حرکتی مغز نوازندگان پیانو کاملاً با یکدیگر مرتبط هستند به طوریکه تحریک یکی از این دو بخش موجب برانگیختن بخش دیگر میشود.

اسکن های متعدد و الکترو انسفالوگرافی (EEG) از مغز نوازندگان حرفه ای پیانو نشان میدهد که تنها حرکت دست نوازنده بر روی کلاویه ها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز میشود و بالعکس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریک قسمت های حرکتی میشود. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از ۱۰ دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد میشود که با افزایش تعداد جلسات تثبیت میشود.

تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارندهای مانعِ از بین رفتن سلول های عصبی در سنین بالا میشود. حتی اگر فردی تازه در سن ۸۵ سالگی شروع به فراگیری ساز کند سلول های مغز او ترمیم و بازسازی میشوند و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش مییابد. در تحقیقی به منظور بررسی اثرات موسیقی بر مغز و رد این فرضیه که نه موسیقی بلکه خانواده و محیط رشد کودک موجب افزایش کارآیی مغز و ضریب هوشی میشود، کودکانی از محلات فقیرنشین برلین و از خانواده هایی بدون پیشینه فرهنگی غنی مدت شش سال به طور منظم و مداوم در مدرسه تحت آموزش موسیقی قرار گرفتند.

در لس آنجلس نیز در دانشگاه کالیفرنیا تحقیقی مشابه انجام گرفت. نتایج هر دو بررسی تأثیر مثبت موسیقی بر مؤلفه های ضریب هوشی و قدرت تخیل فضایی ـ زمانی انسان را تأیید کرد. در آزمایشی دیگر در دانشگاه هنگ کنگ، ۴۵ نوازنده ارکستر بین سنین ۶ تا ۱۵ سال از لحاظ قدرت حافظه و به یادسپاری کلمات مورد بررسی قرار گرفتند.

محققین پی بردند که کودکان نوازنده نسبت به همسالان غیر نوازنده خود به مراتب لغات بیشتری را به خاطر میسپارند و هر قدر زمان عضویت آنها در ارکستر بیشتر است در این زمینه موفقترند. پس از یکسال با انجام مجدد این آزمایش مشخص شد که توانمندی حافظه کودکانی که هنوز نوازنده ارکستر هستند نسبت به سال گذشته افزایش یافته است درحالیکه حافظه کسانی که از ارکستر جدا شده اند در همان سطح باقی مانده است.

تأثیر موسیقی بر نوروشیمی مغز
منظور از نوروشیمی تاثیری است که موسیقی بر انتقال دهنده های عصبی و همچنین ترشح هورمون های درونریز مانند کورتیزول دارد. طبق تحقیقات به عمل آمده موسیقی موجب افزایش و تحریک موارد زیر میشود.
– افزایش تولید آندروفین
– افزایش سطح ملاتونین
– افزایش سطح نور اپی نفرین و اپی نفرین
-تحریک ترشح اوپیویید ها و در نتیجه آزاد سازی دوپامین
-افزایش سطوح پلاسمایی هورمون اکسی توسین


هر کدام از عملیات یاد شده به نوعی در افزایش سطح آرامش روانی و کاهش استرس نقش فعالی دارند. در یک مطالعه بین ۲۰ بیمار آلزایمری مرد به مدت یک ماه، هفته ای ۵ روز و روزی ۳۰ دقیقه موسیقی پخش شد. سطح ملاتونی اپی نفرین و نفرین در طول این مطالعه افزایش یافت. این تأثیر به طرز شگفت انگیزی بر آرامش و کاهش استرس بیماران نمایان بود.

از جهت دیگر افزایش هر یک از انتقال دهنده های فوق موجب افزایش سطح ایمنی بدن نیز میشوند. همان گونه که میدانیم سیستم ایمنی ما تحت تأثیر منفی استرس های مزمن قرار دارد. استرس نه تنها سلول های مغز را از بین میبرد بلکه باعث تضعیف و زوال حافظه میشود.


در مطالعاتی دیگر نشان داده شد که موسیقی میتواند سطح کورتیزول بدن و ایمونوگلوبین را که هر دو برای سلامتی مهم هستند، تنظیم کند. ناگفته نماند که موسیقی های مختلف تاثیرات متفاوتی بر مغز میگذارند. موسیقی های آرام موجب افزایش دوپامین و سرتونین میشوند و موسیقی هایی با ریتم تندتر مانند راک و هِوی مِتال باعث افزایش کورتیزول در سطح بدن میشوند. اینکه چه نوع موسیقی را در چه زمان گوش کنیم از جمله مواردی است که باید با مشورت متخصصین و مطالعه صورت پذیرد.

تأثیر موسیقی بر نروژنزیس و افزایش حافظه
تحقیقات نشان میدهد که استفاده از موسیقی برای اهداف درمانی روی بیماری های نروسایکوتیک اثرات قابل توجهی دارد. هم اکنون در امریکا و اروپا از موسیقی برای اهداف کلینیکی استفاده میشود.

مطالعات زیادی به اثر موسیقی روی مغز پرداخته اند. تحقیقی که توسط دکتر راشر و همکارانش در مورد اثر موسیقی موتزارت انجام شده است یکی از مشهورترین مطالعات در این زمینه است. این تحقیق زمانی که منتشر شد توجهات زیادی را به سوی خود معطوف کرد. مطالعات زیادی در سالهای اخیر در حال بررسی این موضوع بودهاند تا آن جا که توجه بسیاری از محققین نوروساینس را به سوی خود جلب کردهاند.


مطالعات نشان میدهد که موسیقی بر روی اعصاب کرانیال، از مرحله جنینی تا بزرگسالی تأثیر دارد. مهمترین تحقیقات در زمینه تأثیر موزیک بر روی مغز نشان دادهاند که موزیک باعث افزایش پلاستیسیتی سیناپس ها در مغز میشود. گوش دادن به موزیک در مراحل اولیه سکته مغزی، میتواند باعث بهبود نسبی علایم شناختی بیمار شود. موزیک باعث افزایش نروژنزیس در مغز میشود و این مسیر را از طریق  انجام میدهد.

اثر پلاستیسیتی استرویید روی مغز، در پروژه های مختلف اثبات شده است. ارتباط صوتی، خصوصیات مشترک تمام مهره داران است. استرویید در شکلگیری مسیرهای نرونی دخیل در این فرایند نقش مهمی بازی میکند.

در انسان نیز رابطه بین استرویید و پلاستیسیتی اثبات شده است. سیستم عصبی مرکزی جایگاهی مهم برای استرویید است. آنها اعمال مهمی چونReproduction, Feeding Behavior, Development, Neurogenesis, Neuroprotection, Cognition Memory  را در مغز هدایت میکنند. خصوصیات نروپروتکتیوی و تروفیکی استرویید در مغز توجهات زیادی را به سوی خود جلب کرده است.

کوتیکو استرویید، هورمونی است که استرس را از طریق راه های مختلف کنترل میکند و این مسیر را از طریق تأثیر بر روی هیپوکامپ و تشکیلات آمیگدال و لوب فرونتال انجام میدهد. غلظت زیاد این هورمون در مغز باعث از بین رفتن نرون ها خواهد شد.

استرویید و تستوسترون همچنین در محافظت و ترمیم عصبی از طریق بیان ژن های مختلف نقش دارند. در مسیر غیر ژنومی نیز استرویید باعث از بین رفتن پلاک آمیلویید میشود. در انسان ها و همچنین حیوانات، کورتیزول و استروژن و تستوسترون در توانایی هایی مثل درک و شناخت اشیا و حافظه فضایی نقش دارند.


 گزارشات زیادی در مورد رت و موش وجود دارد که هورمون های استروییدی حافظه فضایی را افزایش میدهند. رابطه بین تستوسترون و شناخت در مردان مثبت و در زنان منفی است. پایین رفتن سطح استروژن در دروان پیری در زنان یکی از دلایل نقص شناختی و درک فضایی در آنها است.

علاوه بر این کاهش سطح استروژن در بیماران آلزایمری گزارش شده است. همچنین تزریق تستوسترون به مردانی که دچار آلزایمر بودند باعث بهبود عملکرد شناختی در آن ها شده بود. این دو هورمون از تشکیلشدن بتا آمیلویید در آنها جلوگیری میکنند. ارتباط بین موزیک و توانایی های شناختی کاملاً شناخته شده است.

ارتباط بین تستوسترون و مهارت های موزیکی اثبات شده است. در بحث نرو آندوکرینولوژی اثبات شده است که موزیک باعث تحریک مواد بیوشیمیایی مختلف میشود. مطالعات مختلف نشان داد که کاهش استرس بعد از گوش دادن به موزیک به علت کاهش در سطح کورتیزول است.

گوش دادن به موزیک باعث افزایش سطح تستوسترون میشود. مطالعات مختلف نشان میدهد که گوش دادن به موزیک سطح هورمون های استروییدی را تغییر میدهد و همچنین تأثیر هورمون های استروییدی در حافظه و شناخت به اثبات رسیده است. پس با توجه نتایج بالا فرض بر این است که موسیقی با تنظیم سطح هورمون های استرویید باعث افزایش نروژنزیس شود.


به نظر میرسد که موسیقی از طریق کورتکس شنوایی و وورد به سیستم لیمبیک و تشکیلات هیپوکامپ و مسیر هیپوتالاموس به هیپوفیز، باعث تنظیم سطح هورمون های استروییدی شود. تزریق مستقیم هورمونهای استروییدی برای اهداف درمانی اگرچه مزایایی دارد ولی عوارض و آسیبهای ناشناختهای را نیز ایجاد میکند.

پس تنظیم غیر مستقیم سطح این هورمون ها از طریق عواملی چون موسیقی و … راه جدیدی را برای تنظیم سطح این هورمون ها و افزایش نروژنزیس باز میکند.


مقایسه تأثیر سه نوع موسیقی روی سلولهای ایمنی مبتلایان به رینیت آلرژیک
فرضیه اصلی این مطالعه آن است که موسیقی به منزله یک یواسترس (استرس خوب) میتواند بر خلاف استرسزاهای کلاسیک (دیسترس، استرس بد) اجزای عصبی – ایمنی (سلولهای ایمنی) را تغییر دهد.
سالهاست که ثابت شده تجارب درکی و احساسی موسیقی، باعث تغییر فشار خون، سرعت ضربان قلب، ریتم تنفس، رفلکس سایکوگالوانیک و عملکردهای خودکار دیگر بدن میشود.

موسیقی، تنفس و ضربان قلب
با ایجاد تغییر در امواج مغزی، عملکرد سایر اعضای بدن نیز تغییر میکند. این تغییرات توسط سیستم اعصاب خودکار (سمپاتیک و پارا سمپاتیک) اعمال میشوند. این نوع دستگاه عصبی میتواند تنفس و ضربان قلب را تندتر یا کندتر کند، بنابراین موسیقی میتواند از آثار مزمن استرس ها بر بدن پیشگیری کند. اثر موسیقی بر مغز روی نواحی مربوطه، از طریق سیستم های دوپامینی، اپیوئیدی و دیگر نوروترانسمیترها انجام میشود.

موسیقی برای بقای زیستی و تولید مثل ضروری نیست و دارو هم به شمار نمیآید ولی روی ترشح مولکول های ویژه نورواندوکرین، ملاتونین، پرولاکتین و آمینهای بیولوژیک (سروتونین و کاتکولامینها) و کورتیزول اثر میگذارد. در واقع ورودی های محیطی، مثل موسیقی، برای بهینهسازی سامانه های پیامرسانی مانند سیستم ایمنی میتوانند سودمند باشند.

آثار موسیقی از طریق مدارهای بازخورد حسی حرکتی و سیستم نورون های آینهای انجام میشود. زمینه سایکونوروایمونولوژی، میانکنشهای پیچیده میان سیستم عصبی و سیستم ایمنی را میسنجد. شواهد حاصل از پژوهشهای دهه گذشته نشان داده است که پیام های نورواندوکرین متعدد، میتوانند پاسخ های ایمنی و پیامدهای بیماری بعدی را تعدیل کنند.

زمینه سایکونوروایمونولوژی، میان کنشهای پیچیده میان سیستم عصبی و سیستم ایمنی را میسنجد. شواهد حاصل از پژوهش های دهه گذشته، نشان داده است که پیامهای نورواندوکرین متعدد، میتوانند پاسخ های ایمنی و پیامدهای بیماری بعدی را تعدیل کنند.

بسیاری از سایتوکاینها به ویژه  IL-1و IL-6و فاکتور نکروز تومور آلفا، توسط سلول های گلیال و حتی برخی نورون ها ساخته میشوند. پس نوروهورمون ها، نوروترانسمیترها و سایتوکاینها به طور گسترده بین سلول های سیستم عصبی و سیستم ایمنی مشترک هستند، که به طور گسترده به سلولهای هردو سیستم پیام میدهند و ارتباط عملکردی مهمی را ایجاد میکنند که به طور مشخص، بر رفتار هر دو سیستم اثر میگذارند.


در دهه گذشته، پژوهش های گسترده تری روی پیامدهی عصبی سیستم ایمنی، طی حالات تنش زا ازطریق محور هیپوتالاموس- هیپوفیز-آدرنال و سیستم عصبی سمپاتیک متمرکز شد. فرضیه اصلی این مطالعه آن است که موسیقی به منزله یک یواسترس (استرس خوب) میتواند بر خلاف استرسزاهای کلاسیک (دیسترس، استرس بد) اجزای عصبی – ایمنی (سلولهای ایمنی) را تغییر دهد.

تعداد ۲۸ نفر بیمار مبتلا به رینیت آلرژیک در محدوده سنی ۱۲ تا ۳۶ سال با میانگین سنی ۲۵ سال که همگی واجد شرایط ورود به این پژوهش بودند، براساس علاقه بیماران به نوع موسیقی در سه گروه مداخله (سنتی ایرانی، کلاسیک غربی و پاپ) و یک گروه کنترل (در هر گروه ۷ نفر) قرار گرفتند. سلولهای CD3+، سلولهای (T، CD4+ , CD8+)، سلولهای کشنده طبیعی (CD16+)، سلولهای (B (CD19)، سلولهای T فعال بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. 

بررسی سلولهای ایمنی در افراد آتوپیک شنونده موسیقی پاپ، نشان میدهد که تعداد سلولهای CD3+، سلول های CD4+، سلولهای CD8+ و سلولهای NK افزایش معناداری داشته و سلولهای B کاهش بسیاری داشته است.

پس نتایج نشان میدهد که موسیقی پاپ بر روی افراد آتوپیک، اثر مثبتی داشته ولی بر روی افراد غیر آتوپیک نتیجه معکوسی را نشان میدهد؛ یعنی موسیقی پاپ در افراد غیر آتوپیک در تعداد سلول های CD3+، CD4+، CD8+ کاهش معناداری داشته ولی ایمنی هومورال را تقویت کرده و بر اثر آن سلول های B افزایش بسیار زیادی داشتند. در استرس، هر هورمون به طور مستقل تنظیم میشود و توسط سازوکارهای پیامرسانی، جداگانه کنترل میشود.

مجموعه افزایش، کاهش یا پایداری هورمون های متعدد، دامنه گستردهای از پاسخ های عملکردی را در بافت های هدف (مانند سلول های سیستم ایمنی) نسبت به ورودی محیطی خاصی مانند بیست دقیقه گوش دادن به موسیقی ایجاد میکند. ورودیهای محیطی مانند موسیقی برای بهین سازی سامانه های پیامرسانی به هدف مانند سیستم ایمنی میتواند سودمند باشد.

موسیقی پاپ در افراد آتوپی سبب تقویت پاسخ ایمنی سلولی نسبت به ایمنی هومورال شده، پس میتوان برای این گونه بیماران به طور مؤثر به کار برد ولی در افراد غیرآتوپیک ظاهراً نتیجه معکوس داشته است. موسیقی کلاسیک غربی تغییرات محسوسی ایجاد نکرده و ظاهراً تاثیری بر روی افراد آتوپیک نداشته است.

به طور کلی تأثیر موسیقی بر روی افراد آتوپیک و تأثیر موسیقی پاپ از همه بیشتر است، البته موسیقی اصیل ایرانی، تنها نوع موسیقی به شمار میآید که با افزایش سلولهای CD3 بر روی افراد غیرآتوپیک هم مؤثر بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد که موسیقی روی افزایش پارهای از سلول های ایمنی اثر دارد.

منابع
۱- lms.bums.ac.ir/mod/forum/discuss.php?d=3843
2. salek Moghaddam A R S, Arshi S, Ashayeri H, Kamali M, Azadi G. Comparison of the Effects of Three Music on the Immune Cells of Patients with Allergic Rhinitis. Qom Univ Med Sci J . 2007; 1 (1) :55-62
3- Hosseini-sharifabad M, sabahi A. The effect of noise stress on anxiety behavior and the volume of the amygdale nuclei in male rats. tkj. 2014; 6 (1) :1-8
4- Rabat A. Extra-auditory effects of noise in laboratory animals: the relationship between noise and sleep. J Am Assoc Lab Anim Sci 2007; 46(1): 35-41.
5- Lenzi P, Frenzilli G, Gesi M, Ferrucci M, Lazzeri G, Fornai F, et al. DNA damage associated with ultra-structural alterations in rat myocardium after loud noise exposure. Environ Health Perspect 2003; 111(4): 467-71.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
in dapibus ut ut id, velit, massa mattis consectetur luctus
بستن
بستن

adblock را غیر فعال کنید

سیستم زوم طب روشی را برای دور زدن تبلیغات در سیستم شما یافته است جهت حمایت از ما از استفاده از آن صرف نطر کنید